هی غریبه
هی غریبه
شب عروسی کت و شلوار سیاهش را به او بپوشان
رنگ سیاه به مرد من خیلی می آید
بند کراواتش را خودت سفت کن
این کار را دوست دارد
وقتی دستانت را می گیرد
خودت را در آغوش او بی انداز
با این کار احساس آرامش می کند
زحمت تاج عروس را نکش
سلیقه اش را خوب می دانم، برایت گرفته است
خلاصه کنم غریبه
جان تو و جان مرد من...
نظرات شما عزیزان:

پاسخ:هــیچ میدانســتی زیــباترین عــاشــقانــه ای کــه برایــم گفــتی وقــتی بــود که اسمــم را بــا “مــیــم” به انــتها رساندی ..