مادر
من از اینکه شب بخوابم ُ صبح پا نشم میترسم
بغلم کن...
از اینکه اونقدر بزرگ شم که تو آغوشت جا نشم میترسم
بغلم کن...
اینجا هوا خیلی سرده، شانسِ پشتشو بهم کرده
شبام درگیرِ سردرده
بغلم کن...
من از اینکه از عشقت دلسرد شم
مثلِ بقیه ی آدما نامرد شم
تفِ سر بالای بی بر و برگرد شم میترسم
بغلم کن...
میدونم هر چی که خواستی نشدم
اونی که بتونی بهش تکیه کنی ُ واستی نشدم
آدمی که همیشه میخواستی نشدم
بغلم کن مادر...
نظرات شما عزیزان:
.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:اون که صد در صد

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:مرسی

.gif)
.gif)
.gif)
.gif)
پاسخ:باشه چشم دفعه دیگه بدون اجازه کپی میکنم حالا ببین هههههههههههه